السيد الطباطبائي

69

مجموعه رسائل ( فارسى )

« عَرَضى » هستند . و در برخى از خطبه‌هاى اميرمؤمنان على عليه السلام چنين آمده است : دَليلُه آياتُهُ ، و وجُودُه إثْباتُهُ وَ معرفتُهُ توحيدُه ، وتوحيدُهُ تَميّزُهُ عَنْ خَلْقِه ، وحُكْمُ الَتميْيز بَيْنونَةُ صِفَةٍ ، لابَيْنُونَةُ عَزلَةٍ ؛ آيات و نشانه‌هاى قدرت ، برهان قاطعى بر اثبات هستى خداست بلكه خود وجود او كه در همه چيز تجلى دارد گواه هستى خويش مىباشد . شناخت او همان توحيد و يگانه دانستن اوست و توحيد واقعى جدا دانستن او از مخلوقات است به اين معنا كه صفاتش را مغاير با صفات ما سوى بدانيم نه اين‌كه كناره‌گيرى و جدايى جسمانى مقصود باشد . و اين سخن ، گرانبهاترين و فشرده‌ترين سخنى است كه دربارهء توحيد گفته شده و دلالت تام و تمامى بر مسئلهء توحيد دارد . و باز در نهج‌البلاغه و كتاب توحيد به طور مُسْنَد از امام صادق عليه السلام از على عليه السلام روايت شده كه آن حضرت در خطبه‌اى كه خطاب به « دِعْلَب » است چنين فرموده است : هُوَ فى الأشياءِ كُلّها غيرُ مُتَمازجٍ بها ولابائنٍ عَنْها ؛ او در تمام اشياء است ولى با آنها آميخته نيست و در عين حال از اشياء نيز بيگانه نيست . و در همين كتاب توحيد باز به طور مُسْنَد از مسلم بن اوس از على عليه السلام نقل شده است كه فرمود : بَلْ هُوَ فى الأشْياءِ بِلا كَيْفيَةٍ ؛ او در اشياء است بدون كيفيت و چگونگى . و اين مضمون و شبيه آن در خطبه‌ها و اخبار به طور متواتر وجود دارد . هم‌چنين اخبار و رواياتى كه در مورد « نفى صفات از حق تعالى » رسيده است بر مطلب نامبرده - كه در فصل سوم گذشت - دلالت دارد ؛ مثلًا در نهج‌البلاغه در يكى از